۱۴۰۵.۰۳.۱۱

احسان سَبُکتَکین، منتقد و نویسنده، یادداشتی درباره نمایش «ذرات آشوب» نوشت که این نمایش پرتره‌ای را به تصویر می‌کشد از دلاوری و پردلی مردم محجوب جزیره هرمز برای بیرون راندن اشغالگران پرتغالی.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی حوزه هنری انقلاب اسلامی، «ذرات آشوب» صحنه را به میدانی شعله‌ور از حافظه، غیرت و شکوه بدل می‌کند. ابراهیم پشت‌کوهی در این اثر، فراتر از بازخوانی یک واقعه، نبضِ سرزمینی را در دست گرفته که رنج، دلدادگی، ایستادگی و عظمت را در اعماق خود به امانت دارد.

این نمایش، آزادی هرمز را نه در قالب کلماتِ خشکِ تقویمی، بلکه در هیأت یک زندگیِ تپنده، پرحرارت و لبریز از شهود پیش چشم مخاطب می‌گذارد؛ مکانی که در آن هر لحظه بوی تندِ جنوب، شورِ سرکشِ دریا، التهابِ نبرد و گرمای جان‌های بی‌قرار زیر پوست تماشاگر نفوذ می‌کند.

قدرت «ذرات آشوب» در این است که به جای تکیه بر گزارش‌گری، جهانی خلق می‌کند که مخاطب را در تلاطم خود غرق می‌سازد. اتمسفر این اثر، آمیخته‌ای است از حماسه، عاطفه، خروش و زیبایی؛ جایی که آواهای زنده نه یک همراه ساده، بلکه پاره‌ای از تنِ این روایت هستند و همچون موجی بی‌امان، لرزه بر اندامِ سکوت می‌اندازند. در چنین ساختاری، تصویر، آوا، حرکت و کلام چنان درهم تنیده می‌شوند که فراتر از یک تئاتر، به نوعی زیستنِ جمعی در لحظه‌ای سرنوشت‌ساز بدل می‌گردد.

این اثر با هوشمندی، خلیج فارس را از سطح یک نام جغرافیایی عبور داده و آن را به مثابه سرچشمه‌ی هویت، شکوه و ریشه‌داری بازمی‌شناساند. آنچه در برابر دیدگان ما قد می‌کشد، نبرد با اشغالگر به تنهایی نیست؛ تبلور روحی است که در برابر سلطه کمر خم نمی‌کند و در تار و پود خود، بذر آزادگی را می‌پروراند.

«ذرات آشوب» از این منظر، اثری است که هم چشم را تسخیر می‌کند، هم ذهن را بیدار نگه می‌دارد و هم قلب را درگیر ضرباهنگی می‌کند که تا مدت‌ها پس از پایان، خاموش نخواهد شد.

پشت‌کوهی نشان می‌دهد چگونه می‌توان از دل تاریخ، موجودیتی خلق کرد که کاملاً امروزین، زنده و مؤثر باشد. او گذشته را به یادگاری قدیمی تبدیل نمی‌کند؛ بلکه آن را به نیرویی جاری بدل می‌سازد که در "اکنون" نفس می‌کشد. همین ویژگی است که «ذرات آشوب» را به تجربه‌ای متمایز، اثرگذار و باشکوه تبدیل می‌کند؛ حقیقتی که دیده می‌شود، لمس می‌شود، در ذهن می‌ماند و در جان رسوب می‌کند.

این ستایشِ سرزمین، آوازِ ایستادگی و تصویرِ درخشان مردمانی است که در آغوش آب و آفتاب، معنای شرف و رهایی را با خون و عشق ترسیم کرده‌اند. این اثر، یادآوریِ پرصلابتِ این واقعیت است که بعضی خاک‌ها جغرافیا نیستند؛ پاره‌ای از روح یک ملت‌اند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha